یادداشت روز

از «آزادی کردها» تا مطالبه «جایگاه» برای اوجالان؛ اعترافی به شکست پروژه پ.ک.ک

انجمن بی‌تاوان: هرچه زمان می‌گذرد، شکاف میان شعارهای اولیه پ.ک.ک و واقعیت امروز این فرقه بیش از گذشته آشکار می‌شود. جریانی که روزگاری با شعار «آزادی کرد» هزاران جوان کرد را به میدان جنگ کشاند، امروز بخش مهمی از انرژی سیاسی و تبلیغاتی خود را صرف مطالبه «جایگاه» و موقعیت ویژه برای عبدالله اوجالان کرده است. این تغییر جهت، بیش از هر چیز بیانگر آن است که پروژه‌ای که قرار بود مسئله کرد را حل کند، اکنون خود به مسئله‌ای برای حفظ جایگاه سرکرده زندانی‌اش تبدیل شده است.

اظهارات اخیر دوران کالکان، از سرکردگان پ.ک.ک، نمونه روشنی از همین رویکرد است. او با طرح این پرسش که «اگر پ.ک.ک هرگز تأسیس نشده بود، چه بر سر کردها می‌آمد؟» تلاش می‌کند تاریخ معاصر کردها را به گونه‌ای روایت کند که گویی هیچ مسیر دیگری جز ظهور پ.ک.ک وجود نداشته است؛ روایتی که سال‌هاست از سوی رسانه‌های وابسته به این فرقه تکرار می‌شود.

اما منتقدان این روایت، پرسش متفاوتی را مطرح می‌کنند؛ آیا واقعاً پ.ک.ک تنها گزینه پیش روی جامعه کرد بود؟ آیا اگر این سازمان شکل نمی‌گرفت، همه تحولات چهار دهه گذشته با همین میزان خشونت، تلفات انسانی و خسارت‌های اجتماعی رخ می‌داد؟

واقعیت این است که در زمان شکل‌گیری پ.ک.ک، سیاست کردی محدود به این سازمان نبود. ده‌ها جریان سیاسی کرد با دیدگاه‌ها و راهبردهای متفاوت فعالیت می‌کردند، اما بخش قابل توجهی از این جریان‌ها در سال‌های بعد، یا در درگیری‌های درون‌گروهی حذف شدند و یا تحت فشار انحصارطلبی پ.ک.ک از صحنه سیاست کنار رفتند. نتیجه این روند، از بین رفتن تکثر سیاسی و تبدیل شدن همه مطالبات کردها به نام یک سازمان و در نهایت یک فرد بود؛ عبدالله اوجالان.

این همان نکته‌ای است که حتی خود اوجالان نیز سال‌ها پیش به آن اذعان کرده بود. او در گفت‌وگویی در سال ۱۹۹۲ تصریح می‌کند که اگر خودش در صحنه نباشد، ده‌ها جریان سیاسی کردی می‌توانند شکل بگیرند و این وضعیت برای دولت ترکیه دشوارتر خواهد بود. این سخن، ناخواسته پرده از واقعیتی مهم برمی‌دارد؛ اینکه پ.ک.ک به جای تقویت تکثر سیاسی، عملاً همه ظرفیت‌های سیاسی جامعه کرد را در یک ساختار متمرکز کرد و سیاست کردی را به یک پرونده امنیتی تقلیل داد.

امروز نیز بازتاب همان راهبرد را می‌توان مشاهده کرد. در حالی که مردم کرد با مسائل متعددی از جمله توسعه، اشتغال، امنیت، مشارکت سیاسی و حفظ هویت فرهنگی روبه‌رو هستند، بخش مهمی از تبلیغات جریان‌های نزدیک به پ.ک.ک نه بر این مطالبات، بلکه بر تعیین جایگاه حقوقی و سیاسی برای عبدالله اوجالان متمرکز شده است.

این تغییر اولویت، پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد؛ اگر حاصل بیش از چهار دهه فعالیت پ.ک.ک، ده‌ها هزار کشته، خسارت‌های گسترده، از میان رفتن تکثر سیاسی و در نهایت مطالبه «جایگاه» برای سرکرده این فرقه است، آیا نمی‌توان از شکست راهبردی پروژه‌ای سخن گفت که روزی خود را ناجی کردها معرفی می‌کرد؟

پ.ک.ک سال‌ها مدعی بود که تنها نماینده کردها است؛ اما امروز حتی در میان بخشی از روشنفکران و فعالان سیاسی کرد نیز این پرسش با صدای بلند مطرح می‌شود که آیا این فرقه، بیش از آنکه به تقویت جامعه کرد کمک کرده باشد، با انحصارطلبی، حذف رقبای سیاسی و شخصی‌سازی مسئله کرد، مسیر مطالبات واقعی مردم را به بن‌بست نکشانده است؟

شاید مهم‌ترین دستاورد این پرسش‌ها آن باشد که روایت انحصاری پ.ک.ک از تاریخ، دیگر مانند گذشته بی‌رقیب نیست؛ روایتی که تلاش می‌کرد موجودیت خود را معادل موجودیت کردها معرفی کند، اما اکنون بیش از هر زمان دیگری با نقدهای جدی از درون جامعه کرد مواجه شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا