بازی با جانِ «قلم»؛ وقتی ترور، لباسِ آموزش میپوشد

انجمن بیتاوان: ماجرای فرزاد کمانگر و سوءاستفاده جریانهای شبهنظامی از نام او، پردهای دیگر از نمایشِ تزویر و بهرهکشی سیستماتیک گروههایی چون پژاک از جامعهی کُرد است. جریانی که با شعار «دفاع از حقوق خلق»، در واقعیت چیزی جز «قربانی کردن سرمایههای انسانی» را در کارنامه ندارد.
فریب در سایهی تدریس
چگونه میتوان پذیرفت جریانی که مدعی بیداری است، معلمی را که سلاحش باید «قلم» و «کتاب» باشد، به «بمب» و «تجهیزات تروریستی» مجهز میکند؟ این نه مبارزه است و نه آزادیخواهی؛ این خیانت محض به قداست شغل معلمی و آرمانهای یک ملت است. پژاک با استفاده از ابزارهای کثیفِ تطمیع و فریب، مسیر زندگی فردی را که میتوانست منشأ خدمات آموزشی به فرزندان کردستان باشد، به بیراههی خشونت و نابودی کشاند.
استراتژی «کشتهسازی» برای بقا
برای تشکیلاتی که ریشه در خاک و متن مردم ندارد، «انسان زنده» ارزش چندانی ندارد؛ آنها به «جنازه» و «قهرمانسازیهای پوشالی» برای تأمین خوراک تبلیغاتی خود نیاز دارند. فرزاد کمانگر، پیش از آنکه وجهالمصالحه دستگاه شود، قربانیِ سیاستِ استفادهی ابزاری پژاک شد. آنها او را به مسلخ فرستادند تا با خون او، چرخِ لنگِ ماشین تبلیغاتی خود را در رسانههای خارجی روغنکاری کنند.
ضربه به پیکرهی کردستان
اقدامات تروریستی و مسلحانه تحت نامِ یک قوم، بزرگترین ضربه به امنیت و توسعهی آن منطقه است. پژاک با این دست اقدامات:
چهرهی فرهنگی و فرهیختهی جامعهی کُرد را مخدوش میکند.
بهانهی لازم برای امنیتی کردن فضای مناطق کردنشین را فراهم میسازد.
جوانان مستعد را از مسیر سازندگی خارج و به مهرههای سوختهی تروریسم تبدیل میکند.
سخن آخر:
تاریخ نشان داده است که هیچ جریانی با فریبِ معلم و تبدیل صندلی کلاس به سنگرِ بمبگذاری، به سعادت نرسیده است. فرزاد کمانگر تنها یک نمونه از لیست بلندبالای قربانیانی است که قربانیِ خودخواهی و استراتژیهای ضدبشریِ پژاک شدهاند. وقت آن است که نقاب از چهرهی این جریان برداشته شود؛ جریانی که نه برای کُرد، بلکه بر علیه «هویت و امنیت کُرد» قدم برمیدارد.



