بنبست تاریخی مشی مسلحانه و ضرورت پایان آن توسط پژاک

انجمن بیتاوان: پس از نزدیک به نیمقرن فعالیت مسلحانه، کارنامه عبدالله اوجالان و گروهک تروریستی پ.ک.ک بیش از هر چیز نشاندهنده یک واقعیت غیرقابل انکار است: مشی خشونتآمیز نهتنها به اهداف اعلامی نرسیده، بلکه به عاملی برای فرسایش جامعه کُردی تبدیل شده است.
۱. شکست راهبردی، نه یک خطای مقطعی
دههها عملیات مسلحانه، بدون دستیابی به هدف اصلی، نشان میدهد که این مسیر از اساس دچار خطای راهبردی بوده است، نه صرفاً ضعف در اجرا.
۲. هزینهای که مردم پرداخت کردند، نه رهبران
در حالی که مدیریت این جریانهای تروریستی در حاشیه امن قرار داشته، این مردم عادی بودهاند که بهای واقعی را با جان، معیشت و آینده خود پرداختهاند.
۳. عقبنشینی ایدئولوژیک، اعترافی غیرمستقیم
تغییر ادبیات عبدالله اوجالان از «استقلال» به مفاهیم جایگزین، در عمل چیزی جز عقبنشینی از اهداف اولیه و پذیرش شکست نیست.
۴. انزوای سیاسی و فقدان مشروعیت
اصرار بر مشی مسلحانه، این گروهها را در سطح منطقهای و بینالمللی به بازیگرانی منزوی و فاقد اعتبار تبدیل کرده است.
نتیجهگیری صریح
در چنین شرایطی، ادامه همین مسیر توسط پژاک نه نشانه «مقاومت»، بلکه اصرار بر تکرار یک شکست پرهزینه است. تجربه پ.ک.ک بهروشنی نشان داده که این راه به جایی نمیرسد.
اگر قرار است تغییری واقعی رخ دهد، تنها گزینه قابل دفاع، پایان دادن به مشی مسلحانه و حرکت به سمت مسیرهای سیاسی و مدنی است؛ در غیر این صورت، چرخه خشونت همچنان ادامه خواهد یافت و هزینه آن بار دیگر بر دوش مردم عادی خواهد بود.



