از لابیهای واشینگتن تا کوههای کردستان / تحلیل نقش نیابتی احزاب مسلح در جنگ

انجمن بی تاوان: در شرایطی که منطقه در یکی از پرتنشترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته و جنگ میان ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر به مرحلهای خطرناک رسیده است، برخی تحرکات سیاسی و نظامی از سوی گروههای مسلح کردی بار دیگر پرسشهای جدی درباره ماهیت، کارکرد و جایگاه این گروهها در معادلات منطقهای ایجاد کرده است. تحرکاتی از منظر حقوق مردم کردستان قابل تأمل و نقد جدی است.
در تازهترین تحول، خالد عزیزی، سخنگوی حزب موسوم به «دموکرات کردستان ایران»، در جریان سفر خود به ایالات متحده با مسئولان و کارشناسان «مؤسسه یهود برای امنیت ملی آمریکا» (JINSA) دیدار و گفتوگو کرده است. این دیدار در حالی صورت گرفته که همزمان اخبار متعددی درباره شکلگیری ائتلافی از شش گروه مسلح کرد ـ شامل دموکرات، کومله، پژاک و چند گروه کوچکتر ـ منتشر شده است؛ ائتلافی که به گفته خود این گروهها با هدف بهرهبرداری از شرایط جنگی شکل گرفته است.
JINSA؛ مؤسسهای با پیوندهای امنیتی و نظامی
مؤسسه «یهود برای امنیت ملی آمریکا» یا JINSA یکی از نهادهای شناختهشده در حوزه سیاستگذاری امنیتی در ایالات متحده محسوب میشود که بهطور خاص بر تقویت همکاریهای امنیتی و نظامی میان آمریکا و اسرائیل تمرکز دارد. تحلیل فعالیتهای JINSA در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که این موسسه از یک اندیشکده سنتی به یک اتاق جنگ دیپلماتیک نظامی تغییر وضعیت داده است.
آنها مستقیماً بر تخصیص بودجههای اضطراری پنتاگون برای تأمین مهمات هوشمند و سنگرشکن تأثیر میگذارند. نفوذ آنها از طریق شبکهای از ژنرالهای بازنشسته تأمین میشود که به عنوان اهرم فشار در کمیتههای خدمات مسلح کنگره عمل میکنند. دیدار نماینده یک گروه مسلح ایرانی با چنین نهادی، بهویژه در شرایطی که منطقه درگیر جنگی گسترده است، بهطور طبیعی پرسشهایی درباره ماهیت این ارتباطات و اهداف پشت آن ایجاد میکند.
تکرار الگوهای تاریخی دهه ۱۳۶۰
آنچه امروز رخ میدهد، برای بسیاری از ناظران یادآور تجربهای تلخ در دهه ۱۳۶۰ است؛ زمانی که در جریان جنگ ایران و عراق، برخی از همین گروههای مسلح کردی در کنار سازمان مجاهدین خلق و تحت حمایت حکومت صدام حسین، در فعالیتهایی علیه ایران مشارکت داشتند. امروز، با گذشت چند دهه، بسیاری از ناظران معتقدند برخی از همان الگوهای رفتاری در حال تکرار است؛ الگویی که در آن گروههای مسلح کردی تلاش میکنند از هر بحران منطقهای برای تثبیت موقعیت خود و کسب حمایت خارجی بهره ببرند.
رنج مردم کردستان از فضای امنیتی و نظامی
اما شاید مهمترین بخش این ماجرا، نه معادلات ژئوپلیتیک و نه رقابتهای منطقهای، بلکه زندگی روزمره مردمی باشد که دهههاست در سایه فعالیت این گروههای مسلح زندگی میکنند. بخش قابل توجهی از مردم مناطق کردنشین ایران سالهاست از فضایی سخن میگویند که بهواسطه حضور و فعالیت گروههای مسلح، بهشدت امنیتی و نظامی شده است.
یکی از ساکنان مناطق مرزی کردستان در گفتوگویی که با من داشت گفت: «ما سالهاست هزینه درگیریهایی را میدهیم که هیچ نقشی در تصمیمگیری درباره آن نداریم. هر وقت در منطقه بحرانی ایجاد میشود، این گروهها فعالتر میشوند، اما زندگی مردم سختتر میشود.» شهروند دیگری نیز میگفت: «توسعه، سرمایهگذاری، کارخانه، جاده و اشتغال چیزی است که مردم میخواهند، نه درگیری و جنگ.»
احزاب سیاسی یا ساختارهای شبهنظامی؟
یکی از انتقادهای جدی که در سالهای اخیر مطرح شده، این است که بسیاری از این تشکلها عملاً کارکرد یک حزب سیاسی را ندارند. در حالی که احزاب باید بر فعالیتهای سیاسی و مدنی متمرکز باشند، بخش عمده فعالیت این گروهها همچنان حول محور ساختارهای نظامی شکل گرفته است. از همین رو، برخی از ناظران معتقدند استفاده از عنوان «حزب» برای این تشکلها بیشتر جنبه نمادین دارد و در عمل، آنها بهعنوان نیروهای نیابتی ظاهر میشوند.
حافظه تاریخی و داوری آینده تاریخ منطقه بارها نشان داده است که بزنگاههای جنگی، لحظاتی تعیینکننده در شکلگیری حافظه تاریخی ملتها هستند. آیا زمان آن نرسیده است که منافع و خواستههای واقعی مردم، جایگزین بازیهای پرهزینه نیابتی و نظامی شود؟ پرسشی که پاسخ آن نه در اتاقهای فکر امنیتی خارج از منطقه، بلکه در اراده و صدای مردم کردستان نهفته است.
منبع: دیدبان حقوق بشر کردستان ایران _ هیمن سرابی



