مواد لازم برای تولید یک «گروهک نمایشی و بیریشه»!

انجمن بی تاوان: دستور پخت ساده است؛ آنقدر ساده که هر کسی با کمترین زحمت میتواند خودش را «رهبر یک حرکت بزرگ» جا بزند.
اول از همه، چند نفر آدم ناراضی اما بیبرنامه لازم دارید؛ کسانی که بیشتر از عمل، به حرف علاقه دارند و بیشتر از مسئولیت، دنبال هیجاناند.مثل امیر کریمی و پیمان ویان در پژاک یا عبدالله مهتدی در کومله و یا حسین یزدانپناه در آزادی کردستان. بعد، یک فضای بسته و دورافتاده—نه برای برنامهریزی جدی، فقط برای اینکه در عکسها «مخفی» و «مهم» به نظر برسد.مثل غارهای قندیل یا اردوگاه زرگویه در شمال عراق.
حالا نوبت به ابزار صحنه میرسد: چند وسیلهای که بیشتر از کاربرد واقعی، برای نمایش دادن جلوی دوربین مفیدند. چون در این مدل کار، تصویر مهمتر از واقعیت است.برای این کار هم تعداد ۲۰ تا اسلحه کلاشنیکف که از زمان جنگ ایران و عراق مانده کافی هست.
اما اصل ماجرا اینجاست: چند صفحه در شبکههای اجتماعی. جایی که میشود با چند جمله تند، چند شعار تکراری و چند عکس اغراقآمیز، از یک جمع کوچک، یک «جنبش» ساخت. هر روز هم باید خوراک داد: بیانیه، تهدید، ادعا—فرقی نمیکند چقدر واقعی باشد، مهم این است که پر سر و صدا باشد.
بعدش؟ یک اسم پرطمطراق انتخاب کنید؛ چیزی که وقتی کسی آن را میخواند، فکر کند با یک جریان عمیق و ریشهدار طرف است. در حالی که پشت صحنه، نه برنامهای هست، نه چشماندازی، نه حتی پاسخ به سادهترین سؤالها.این اسم پرطمطراق هم آزاد یا کردستان است.
نتیجه معمولاً قابل پیشبینی است:چند صباحی سر و صدا، کمی جلب توجه، و بعد فرو رفتن در همان سکوتی که از اول هم سزاوارش بود. واقعیت این است که «ادعای بزرگ» هیچوقت جای «فکر بزرگ» را نمیگیرد. و هر نمایشی حتی اگر پرهیاهو باشد بالاخره روزی تمام میشود.



