۱۲ فروردین ۱۴۰۴
  • خانه
  • >
  • فرهنگستان
  • >
  • ژست دغلکارانه و فریبکارانه اوجالان، پ.ک.ک و پژاک در موضوع دمکراسی

ژست دغلکارانه و فریبکارانه اوجالان، پ.ک.ک و پژاک در موضوع دمکراسی

  • ۶ فروردین ۱۴۰۴
  • ۳۴ بازدید
  • ۰

انجمن بی تاوان: از مهمترین مفاهیمی که اوجالان خود را طرفدار آن نشان می دهد مفهوم دمکراسی است. او ادعا میکند که در خاورمیانه  دموکراسی وجود ندارد و گروه او بدنبال پیاده کردن نظامی دموکراتیک در خاورمیانه و کُردستان است. این ادعا و این ژست سیاسی دغلبازانه و فریبکارانه وقتی در کنار عملکرد و روحیه رهبری اوجالان قرار میگیرد، حتی مضحک تر از سایر ادعاهای او به نظر میرسد. او رهبری خود محور و دیکتاتور است که حرف حرف اوست و حرف او قانون است. سخن او در بین اعضای فرقه بدون چون و چرا پذیرفته میشود و به طور مطلق صحیح در  نظر گرفته میشود و هیچکس حق انتقاد از آن را ندارد. چنین  فردی با چنین رفتار گروهکی چگونه می تواند نوید بخش ایجاد جامعه دموکراتیک یا به قولی مردم سالار باشد؟! 

این تصویر بر همه اعضای پ ک ک و پژاک نیز منطبق است. افرادی که سی سال به جای منطق و استدلال حرف خود را با  زور اسلحه به مردم می قبولانند چه تضمینی است که در آینده توانایی تحمل سخن مخالف خود را داشته باشند و در کنار دیگر مردم با دیگر اعتقادات بتوانند مسالمت آمیز زندگی کنند؟ اما همه این ژستهای تبلیغی و عوام فریبانه در عرصه عمل رنگ میبازند و دستور بلامنازع سرکرده های پ ک ک کسانی مانند مراد کارایلان برای اعضای پ ک ک و پژاک قانون فرازمینی محسوب میشود و مخالفت با آنها خون را در رگهای فرد مخالفت کننده متوقف میکند. 

پ ک ک و پژاک گروهی فرقه ای با ساختار عمودی و متصلب هستند که سلسله مراتب بین رده های فرماندهی و فرمانبری معنی ندارد. سازماندهی و هدایت تشکیلات بر مبنای تحکم و دستور بلامنازع سرکرده فرقه انجام میگیرد. چند سالی است آنها برای اینکه ژستی مردمی و دموکراتیک به خود بگیرند، در  مجالس خود از افراد غیر کادر و هوادار هم دعوت میکنند تا بدین وسیله خود را نماینده ی مردم کردستان و آنها را ناظر برنامه های خود نشان دهند. گروهی که داعیه دموکراسی و  ایجاد فضای مردم سالاری در کُردستان را دارد، در درون خود  از ساختاری توتالیتر (تمامیت خواه) برخوردار است. در زمینه تصمیم گیری های سازمانی نیز هر کس به حسب قدیمی تر بودن و داشتن رده های بالاتر سازمانی حق اظهار نظر بیشتر را دارد و  دیگران عملا مجبورند که خط او را بخوانند و تابع او باشند. برای نمونه اگر گروهی با هم راهی شوند حتماً آنکه از نظر قدمت در گروه سابقه بیشتری دارد رهبر آن ها خواهد بود و دستور او صائب خواهد بود.

دموکراسی و آزادی اندیشه که گروهک پ ک ک و پژاک در همه تبلیغات خود آن را طرح میکند، مطلبی است که در خود گروه مغفول مانده است. آزادی لازمه اش تضارب آرای مخالف و موافق است و اگر من مجبور به تبعیت از خط مشی خاصی باشم؛ این که اسمش آزادی اندیشه و عمل نیست. برای  افراد پ ک ک و پژاک اوجالان یک بت است که او را می پرستند  آنها او را نابغه ای میدانند که مادگیتی (سرزمین ماد) پس از این  همه سال برای رهایی و به اصطلاح آزادی مردم کرد آفریده است. سخن او چون وحی تلقی میشود و تمام گفتگوها و تحقیقات  انجام گرفته توسط اعضا و هواداران پ ک ک و پژاک، نه در جهت نقد و صحت و سقم آن بلکه در مسیر توجیه آن است. متأسفانه برخی با چشم و گوش بسته به عقاید او ایمان می آورند. پیروان بی چون و چرای اوجالان مانند چینی هایی هستند که بی اطلاع از متن کتاب مائوتسه تونگ، متن آن را برای افزایش محصولات  کشاورزی خود، بر سر مزارع خود با صدای بلند قرائت میکردند. البته در این زمینه گناه کار بر گردن آگاهان از این امر نیز میباشد که در برابر مجموعه کتابها و مجلات گروهکی هیچ  گونه جایگزین فکری مناسبی نداشته اند و اندیشه های اوجالان  را به چالش نکشیده اند.

چرا هم در داخل گروه و هم در بیرون آن فقط مطالعه و تأیید  کتاب های اوجالان صورت پذیرفته است؟ در حقیقت پ ک ک و پژاک دغدغده ای برای هویت فرهنگی و حتی بالندگی فرهنگ کردها ندارد و هدف آنها صرفاً رسیدن به منافع خاص تشکیلاتی و نیل به قدرت است. 

پ ک ک و پژاک گروهکی تمامیت خواه و بسته هستند و غیر از رأی خود هیچ نظر دیگری را دارای اعتبار نمیدانند. حال فرض کنیم که این گروه در آینده به قدرت سیاسی برسند و صاحب دولت شوند چگونه آزادی را برخواهند تافت؟ 

انسانهایی که یک عمر با پرستش شخصیت و بت سازی اوجالان بار آمده اند چگونه می توانند صداهای مختلف و مخالف را در کنار خود تحمل کنند؟ واضح است که بحث از دموکراسی صرفاً مطلبی تبلیغاتی است و سخن گفتن اوجالان از دموکراسی مانند شعارهای دیگر دیکتاتورهای تاریخ مانند هیتلر و استالین است. تمامی دیکتاتورها قبل از دستیابی به قدرت، داعیه آزادی و برابری داشته اند؛ اما این تاریخ بوده که درباره عملکرد آنها قضاوت نموده  است. سربازان کنونی پ ک ک و پژاک هر یک خود را وارث گوشه ای از حکومت فرضی آینده می دانند و خود را از نظر حق و حقوق با دیگر مردم عادی کردستان برابر نمی بینند. آنها ادعا دارند که چون  چندین سال در کوه ها زندگی سخت و پرمخاطره ای را گذرانده اند، باید در آینده فرضی خود صاحب جاه و مقام شوند. بر این اساس می توان گفت که هیچ گاه از دل خشونت و دگماتیسم (جزم گرایی) دموکراسی و مردم سالاری نمی روید. 

دنیای کنونی ما دهکده ای جهانی است و آن قدر تبادل اندیشه در آن وسیع است که انسانها با نبرد نرم افزاری و تعامل فکری با هم رقابت می کنند و مسائل سیاسی هم دیگر مانند قدیم صرفاً  با لشکر کشی حل نمی شود دولتها و گروه ها پیش از آنکه بر خشونت تکیه کنند، بر تفکر و گفتگو تکیه می کنند و روزگار اسلحه برداشتن و نبردهای چریکی دو سه دهه پیش به سر  رسیده است. اگر کسی یا گروهی دارای منطق قوی استدلالی است و می تواند حرف حق خود را بر کرسی بنشاند، دیگر چه نیازی به اسلحه دارد؟ گروهی مانند پ ک ک و پژاک که بیش از ۳۰ سال  است برای ترویج ایدئولوژی از اسلحه استفاده می کنند. آنها ثابت  کرده اند که اساساً منطق عقلانی بر رفتارشان حاکم نیست.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترین عناوین