یادداشت روز

میان شعار و واقعیت: فروپاشی تصویرسازی پژاک

انجمن بی‌تاوان: این‌گونه ادعاها بیش از آن‌که بیانگر یک چارچوب فکری منسجم باشند، تلاشی برای بزک‌کردن یک کارنامه‌ی پرتناقض و مسئله‌دارند. استفاده از شعار «زن، زندگی، آزادی» در اینجا نه از سر باور عمیق، بلکه نوعی مصادره به مطلوب یک گفتمان اجتماعی اصیل است که ریشه در مطالبات واقعی مردم دارد، نه در عملکرد گروه‌های مسلح و ایدئولوژیک.

اولاً، ادعای «کثرت‌گرایی و دموکراتیک بودن» در حالی مطرح می‌شود که ساختارهای درونی چنین گروه‌هایی عموماً بسته، سلسله‌مراتبی و مبتنی بر اطاعت ایدئولوژیک‌اند. دموکراسی با شفافیت، پاسخگویی و پذیرش نقد معنا پیدا می‌کند، نه با انحصارگرایی فکری و حذف مخالف.

ثانیاً، سخن گفتن از «همگرایی و خودمدیریتی تنوعات هویتی» زمانی قابل اعتناست که در عمل به تقویت شکاف‌ها، ناامنی و بی‌ثباتی دامن زده نشود. تجربه نشان داده که این‌گونه گروه‌ها اغلب با بهره‌برداری ابزاری از هویت‌ها، به‌جای همگرایی، بذر تفرقه می‌کارند.

در مورد «سلطه‌ستیزی» نیز باید پرسید: کدام سلطه و با چه جایگزینی؟ نفی یک ساختار بدون ارائه‌ی بدیلی شفاف، عملی و مورد اجماع، بیشتر به هرج‌ومرج می‌انجامد تا آزادی. تاریخ پر است از نمونه‌هایی که شعارهای ضدسلطه، خود به شکل تازه‌ای از سلطه ختم شده‌اند.

ادعای «آزادی زنان» هم اگر به‌راستی جدی بود، باید در شیوه‌های جذب، آموزش و نگه‌داشت نیروها بازتاب پیدا می‌کرد. در حالی که گزارش‌های متعدد از محدودیت‌های شدید فردی، کنترل‌های سخت‌گیرانه و بهره‌کشی ایدئولوژیک حکایت دارند. آزادی زنان با اختیار، کرامت و حق انتخاب معنا دارد، نه با تبدیل شدن به ابزار تبلیغاتی.

در زمینه «محیط‌زیست‌گرایی» نیز این تناقض آشکار است که فعالیت‌های مسلحانه و بی‌ثبات‌کننده، خود از عوامل تخریب زیست‌بوم و زندگی مردم محلی‌اند. نمی‌توان همزمان مدعی حفاظت از طبیعت بود و در عمل شرایطی ایجاد کرد که به ناامنی و آسیب محیطی منجر شود.

و نهایتاً، مفهوم «نجات‌دهنده بودن جامعه» زمانی معنا دارد که به توانمندسازی واقعی مردم بینجامد، نه هدایت و کنترل آن‌ها در چارچوب یک ایدئولوژی خاص. جامعه زمانی نجات پیدا می‌کند که آگاه، آزاد و دارای حق انتخاب باشد؛ نه زمانی که در مسیر از پیش‌تعیین‌شده‌ی یک گروه قرار گیرد.

در مجموع، این ادعاها بیش از آن‌که بازتاب واقعیت باشند، تلاشی برای فریب افکار عمومی و پوشاندن شکاف میان شعار و عمل‌اند. مردم، به‌ویژه کردها، بیش از هر چیز به صداقت، امنیت، توسعه و احترام به حقوق واقعی خود نیاز دارند؛ نه به شعارهایی که در عمل بارها بی‌اعتبار شده‌اند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا