«مصادره یک ملت با ایدئولوژی وارداتی؛ پاسخ به ادعاهای بیپایه پژاک»

انجمن بیتاوان: ادعای پژاک مبنی بر اینکه کردهای ایران دنبالهرو ایدئولوژی عبدالله اوجالان هستند، بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، تلاشی است برای مصادره هویت و اراده یک جامعه متکثر. کردهای ایران، با پیشینهای عمیق و ریشهدار در تاریخ، فرهنگ و مبارزات مدنی خود، هرگز یکصدا و یکدست در چارچوب ایدئولوژی وارداتی تعریف نشدهاند؛ چه رسد به اندیشههایی که در بستر سیاسی و اجتماعی کاملاً متفاوتی شکل گرفتهاند.
پژاک تلاش میکند با تکرار این گزاره، نوعی مشروعیت برای خود دستوپا کند، اما واقعیت این است که بسیاری از کردهای ایران نهتنها ارتباطی با گفتمان اوجالان احساس نمیکنند، بلکه آن را بیربط به مطالبات واقعی خود میدانند. تقلیل خواستههای متنوع یک جامعه به نسخهای ایدئولوژیک که در کشوری دیگر شکل گرفته، چیزی جز تحریف و سادهسازی خطرناک نیست.
از سوی دیگر، تجربه سالهای گذشته نشان داده که شعارهای به ظاهر آرمانگرایانه، از جمله «زن، زندگی، آزادی»، اگر در عمل با رفتارهای شفاف، پاسخگو و انسانی همراه نباشد، میتواند به ابزاری برای فریب و سوءاستفاده بدل شود. وقتی میان شعار و عمل شکاف ایجاد میشود، اعتماد عمومی بهسرعت فرو میریزد و آنچه باقی میماند، بدبینی و بیاعتباری است.
پژاک بهجای پاسخگویی به این تناقضها، ترجیح میدهد با تکیه بر ادعاهای کلی و غیرقابل راستیآزمایی، خود را نماینده یک ملت معرفی کند. اما جامعه کردهای ایران، مانند هر جامعه زنده و پویا، دارای صداهای متنوع، دیدگاههای متفاوت و مسیرهای گوناگون برای پیگیری مطالبات خود است. هیچ گروهی نمیتواند با مصادره این تنوع، خود را سخنگوی انحصاری آن بداند.
در نهایت، آنچه این ادعاها را بیش از پیش بیاعتبار میکند، فاصله عمیق میان روایتهای تبلیغاتی و واقعیتهای عینی است. مشروعیت نه با شعار به دست میآید و نه با تکرار ادعا؛ بلکه در گرو صداقت، پاسخگویی و احترام به انتخاب آزاد مردم است—چیزی که پژاک هنوز فاصله زیادی با آن دارد.


