متحد یا مصرفی؟ واقعیت تلخ پشت پرده حمایتهای خارجی از گروه های مسلح کُردی

انجمن بی تاوان: دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمانده است؛ آنچه برخی «ائتلاف» مینامیدند، چیزی جز یک رابطه ابزاری و موقت نبود. اعترافات صریح دونالد ترامپ، نه یک لغزش زبانی، بلکه سندی روشن از واقعیتی تلخ است: در معادلات قدرتهای بزرگ، گروههای مسلح محلی فقط تا زمانی ارزش دارند که کارکرد داشته باشند.
گروههای مسلح تجزیهطلب کردی که سالها با تکیه بر حمایت آمریکا برای خود پروژههای سیاسی تعریف کردند، امروز بیش از هر زمان دیگری باید با این پرسش روبهرو شوند: آیا سرنوشت خود را به وعدههایی گره نزدند که از ابتدا هم بوی بیثباتی میداد؟
واقعیت میدانی، بهویژه در شمال سوریه، با صدایی بلندتر از هر تحلیل و بیانیهای فریاد میزند: در لحظهای که منافع واشنگتن تغییر کند، همهچیز فرو میریزد. همان کسانی که روزی «متحد» نامیده میشدند، بهسرعت به مهرههای سوخته تبدیل میشوند؛ مهرههایی که نه جایگاهی در آینده دارند و نه تضمینی برای بقا.
این یک هشدار است، نه فقط به رهبران این گروهها، بلکه به هر کسی که فریب بازیهای قدرت را میخورد: هیچ قدرت خارجی، دلسوز سرنوشت ملتها نیست. آنچه تعیینکننده است، فقط و فقط منافع است؛ منافع سرد، بیرحم و بدون کوچکترین تعهد اخلاقی.
در این میان، آنچه بیش از همه نگرانکننده است، هزینهای است که مردم عادی میپردازند. مردمی که نه در اتاقهای تصمیمگیری حضور دارند و نه سهمی از این بازیها میبرند، اما اولین قربانیان آن هستند.
تاریخ بارها این صحنه را تکرار کرده است: ابزارهایی که پس از پایان مأموریت، کنار گذاشته میشوند. و امروز، بار دیگر همان سناریو در حال اجراست؛ با همان بازیگران، همان وعدهها و همان پایان قابل پیشبینی.



