بررسی ادعای همزیستی مسالمتآمیز پژاک با دیگر اقوام ایرانی

انجمن بی تاوان: ادعای «همزیستی مسالمتآمیز» از سوی گروههایی مانند پژاک، در ظاهر بر مفاهیمی همچون پلورالیسم قومی، دموکراسی و همزیستی فرهنگی استوار است. با این حال، تحلیل دقیقتر ساختار، عملکرد و جایگاه این گروه نشان میدهد که این ادعا با چالشهای جدی نظری و عملی مواجه است.
۱. شکاف میان گفتمان ایدئولوژیک و کنش عملی
پژاک در ادبیات رسمی خود از «جامعه دموکراتیک» و همزیستی اقوام سخن میگوید و حتی تلاش کرده اختلافات مذهبی و زبانی در میان کردها را کاهش دهد.
اما در سطح عملی، این گروه یک سازمان مسلح است که درگیر درگیریهای مکرر با نیروهای دولتی ایران بوده است؛ از جمله درگیریهای مرزی و عملیاتهای نظامی.
این دوگانگی—یعنی ادبیات صلحطلبانه در کنار کنش مسلحانه—باعث میشود ادعای همزیستی مسالمتآمیز با تردید مواجه شود، زیرا استفاده از خشونت سیاسی معمولاً با مفهوم همزیستی پایدار ناسازگار است.
۲. محدودیت در ایجاد پیوندهای فراتر از هویت قومی
یکی از مهمترین پیششرطهای همزیستی بینقومی، توانایی ایجاد ائتلافهای گسترده در سطح ملی است.
اما تحلیلها نشان میدهد پژاک فاقد زیرساخت سیاسی گسترده در سطح ملی و بینقومی است و بیشتر در چارچوب جغرافیای قومی خود عمل میکند.
به عبارت دیگر، این گروه نتوانسته به یک بازیگر «فرا-قومیتی» تبدیل شود و همین موضوع، ادعای تعامل پایدار با سایر اقوام ایرانی را محدود میکند.
۳. ماهیت نظامی و اثر آن بر روابط قومی
پژاک بهعنوان یک گروه چریکی، بخش مهمی از مشروعیت و قدرت خود را از کنش نظامی میگیرد. طبق برخی برآوردها، این گروه سهم قابلتوجهی از حملات مسلحانه گروههای کردی علیه نیروهای ایرانی را داشته است.
این وضعیت چند پیامد دارد:
امنیتی شدن فضا در مناطق فعالیت
افزایش بیاعتمادی میان اقوام و دولت
تقویت نگاههای امنیتی نسبت به مطالبات قومی
در چنین شرایطی، به جای تقویت همزیستی، احتمال «قطبیسازی قومی» افزایش مییابد.
۴. وابستگیهای منطقهای و ادراک سایر اقوام
پژاک بهطور ساختاری به شبکههای بزرگتر مانند پ.ک.ک متصل است. این پیوندها باعث میشود فعالیت آن صرفاً در چارچوب داخلی ایران دیده نشود، بلکه بخشی از معادلات منطقهای تلقی گردد.
همچنین گزارشهایی درباره تعامل برخی گروههای کردی با بازیگران خارجی در تحولات اخیر منطقه منتشر شده است.
چنین ادراکاتی میتواند باعث شود سایر اقوام ایرانی، این گروهها را نه بهعنوان بازیگر همزیستی، بلکه بهعنوان عامل بیثباتی یا حتی «ابزار فشار خارجی» ببینند.
۵. شکاف درونکردی و نبود اجماع
حتی در میان خود گروههای کردی نیز اجماع پایداری وجود ندارد و تلاشها برای اتحاد اغلب با شکست یا تعویق مواجه شده است.
اگر یک گروه نتواند درون جامعه قومی خود به انسجام برسد، ادعای ایجاد همزیستی گستردهتر در سطح ملی با چالش بیشتری روبهرو خواهد بود.
در مجموع می توان گفت ادعای همزیستی مسالمتآمیز پژاک با دیگر اقوام ایرانی، بیشتر در سطح گفتمان ایدئولوژیک قابل طرح است تا در سطح واقعیت میدانی.
مهمترین موانع تحقق این ادعا عبارتاند از:
* ماهیت مسلحانه و درگیریهای مستمر
* محدود بودن نفوذ به حوزه قومی خاص
* ضعف در ایجاد ائتلافهای ملی
* پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی و ادراکات امنیتی
* نبود انسجام حتی در میان نیروهای همهویت
در نتیجه، میتوان گفت که این ادعا، بدون تغییرات اساسی در ماهیت کنش (از نظامی به سیاسی) و گسترش واقعی تعاملات بینقومیتی، بیشتر یک شعار سیاسی باقی میماند تا یک واقعیت قابل تحقق.



