آیا صلح بارزانیها، شعار است یا عمل؟

انجمن بیتاوان: چگونه میتوان همزمان از «صلح و آرامش» سخن گفت و هم سکوت اختیار کرد در برابر گروهکهایی که امنیت همسایگان و همقومان خود را هدف گرفتهاند؟
مسعود بارزانی و نچیروان بارزانی، دو چهره پرآوازه و تعیینکننده در سیاست اقلیم کردستان عراق، در بیانیههای جداگانه از آتشبس و صلح حمایت کردهاند و طرفین را به دوری از جنگ دعوت کردهاند. این ادعاها اگر راست باشد، پرسش جدی پیش میآید: چرا همین خاندان از اعمال حاکمیت خود برای خلع سلاح و اخراج گروهکهای تروریستی مستقر در شمال عراق دریغ میکنند؟
واقعیت آن است که این گروهکها، از سالها پیش با پشتیبانی ضمنی و در سایه حمایتهای بارزانی رشد کردهاند، و امنیت و آرامش ایران، کردهای ایران و حتی خود اقلیم را به خطر انداختهاند. سکوت یا بیعملی در برابر این تهدید، نه فقط تناقضی آشکار با شعارهای صلحطلبانه است، بلکه بار مسئولیتی سنگین بر دوش حکمرانی قرار میدهد که توان عملی برای برخورد با تهدیدها را دارد.
صلح حقیقی، تنها با حرف و بیانیه حاصل نمیشود؛ با اقدام و خلع سلاح کسانی به دست میآید که برای تضعیف امنیت همسایگان و افزایش نفوذ خود، خشونت و ناامنی را به ابزار کار تبدیل کردهاند. بارزانی خوب میداند که ادامه این وضعیت، نه تنها اعتبار سیاسی او را زیر سؤال میبرد، بلکه موجب از دست رفتن اعتماد و آرامش مردم منطقه میشود.
اگر صلح و آرامش شعار است، پس چرا عمل نیست؟ اگر امنیت همسایگان و همقومان ارزش دارد، پس چرا گروهکها در سایه حاکمیت اقلیم جولان میدهند؟ پاسخ دادن به این پرسشها، آزمونی است برای شفافیت و صداقت سیاستمدارانی که از صلح دم میزنند، اما از اقدام علیه تهدیدها خودداری میکنند.



