پژاک؛ شعاری به نام دفاع از کردها، هزینهای بر دوش مردم کرد

انجمن بی تاوان: در سالهای گذشته، گروه حیات آزاد کردستان موسوم به پژاک خود را با شعار «دفاع از حقوق کردها» معرفی کرده است. اما اگر واقعیت زندگی مردم در مناطق کردنشین غرب ایران را بررسی کنیم، پرسشی جدی مطرح میشود: آیا فعالیتهای این گروه واقعاً به نفع مردم کرد بوده است، یا اینکه در عمل بیشترین آسیب را همین مردم متحمل شدهاند؟
هرگاه یک گروه مسلح وارد یک منطقه میشود، نخستین پیامد آن ناامنی و بیثباتی است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که درگیریهای مسلحانه نه تنها به بهبود وضعیت اجتماعی و اقتصادی مناطق کردنشین کمک نکرده، بلکه در بسیاری از موارد باعث افزایش تنشهای امنیتی و فشار بر زندگی روزمره مردم شده است. خانوادههایی که در روستاها و شهرهای مرزی زندگی میکنند، بیش از هر کس دیگری پیامد این درگیریها را لمس میکنند؛ مردمی که نه در تصمیمهای سیاسی نقشی دارند و نه در منازعات مسلحانه سهمی.
یکی از مهمترین انتقادها به پژاک این است که این گروه به جای تبدیل شدن به یک جریان اجتماعی یا سیاسی در میان کردها، مسیر مبارزه مسلحانه را انتخاب کرده است. تجربه بسیاری از جوامع نشان داده است که اسلحه معمولاً راهحل مشکلات اجتماعی نیست؛ بلکه اغلب باعث پیچیدهتر شدن آنها میشود. در چنین شرایطی، آنچه قربانی میشود نه قدرت سیاسی گروهها، بلکه امنیت و آرامش مردم عادی است.
مسئله مهم دیگر، ارتباط فکری و سازمانی پژاک با پ.ک.ک است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پژاک عملاً در چارچوب شبکهای از گروههای مسلح منطقهای فعالیت میکند. این مسئله این پرسش را ایجاد میکند که آیا تصمیمها و اقدامات این گروه واقعاً بر اساس نیازهای جامعه کرد در ایران گرفته میشود، یا اینکه بخشی از معادلات پیچیدهتر منطقهای است.
از سوی دیگر، حضور گروههای مسلح میتواند به تصویر کلی مطالبات کردها نیز آسیب بزند. در حالی که بسیاری از فعالان مدنی و فرهنگی کرد تلاش میکنند خواستههای جامعه خود را از طریق فعالیتهای مدنی، فرهنگی و سیاسی مطرح کنند، فعالیتهای نظامی گروههایی مانند پژاک گاهی باعث میشود که این مطالبات در فضای امنیتی دیده شود.
در نهایت، باید یک حقیقت ساده را پذیرفت: مردم کرد بیش از هر چیز به ثبات، فرصتهای اقتصادی، آموزش و مشارکت سیاسی نیاز دارند. درگیریهای مسلحانه نه مدرسه میسازد، نه شغل ایجاد میکند و نه آیندهای روشن برای جوانان فراهم میآورد. آنچه باقی میماند، زخمی است که بر زندگی مردم عادی نقش میبندد.
به همین دلیل، بسیاری از منتقدان معتقدند که اگر واقعاً هدف دفاع از حقوق کردهاست، باید پرسید چرا مسیری انتخاب شده که بیش از هر چیز، هزینههای آن را خود مردم کرد پرداخت کردهاند. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای شعارهای پرهیاهو، واقعیت زندگی مردم و نیازهای واقعی جامعه کرد در مرکز توجه قرار گیرد.



