۱۶ بهمن ۱۴۰۱

مرگ اجتماعی جامعه کردستان بدست پ.ک.ک و پژاک(۱)

  • ۵ بهمن ۱۴۰۱
  • ۱۶۷ بازدید
  • ۰

✍️ محمد صدر

فراتر از هر گونه مقدمه چینی یا حاشیه پردازی که چون امری عادی در کار ایجاد ارتباط با خوانندگان دیده می شود می خواهم به شکلی مجزا و صریح تر شما را وارد بحثی کنم که شخصاً ورود به آن را برای خود اجتناب ناپذیر یافتم.
ما شاید بتوانیم از بسیاری از مسائل زندگی به شکلی گذرا عبور کنیم اما هرگز نمی توانیم از مسائلی عبور کنیم که ادعای جهت دهی به زندگی فردی و اجتماعی ما را دارند و با تکیه بر این ادعا نیز در صدد کسب مشروعیت هستند.
قبل از آنکه مسئله را از این گنگ تر نمایم می خواهم با طرح این سوالها به اصل موضوع بپردازم که آیا شما به عنوان یک انسان متفکر و صاحب اراده تا چه حد دیدگاههای فلسفی و تئوریهایی را که از جانب روشنفکران و یا سیاستمداران مطرح میشوند مورد برسی قرار داده و سپس انها را قبول می نمائید و معیار شما برای آن چیست؟
آیا واقعاً پیرو هیچ یک از این نگرشهای فلسفی هستید؟ اگر هستید آیا معیار شما در انتخاب این نگرش بر اساس ارزش سنجی و همخوانی آن با حقیقت اجتماعی ما بوده است و یا تنها به دلیل آنکه برای شما تازگی داشته و یا آن را مدرن یافته اید آنرا قبول نموده اید؟
من نمی خواهم با طرح این سوالات وارد حوزه خصوصی هیچ کسی شده و یا مشروعیت نگرشهای موجود را به زیر سوال برده و خود را با آن خسته کنم بلکه هدف من این است که در یک بحث دوستانه و شاید طولانی و چندین مرحله ای به این امر پی ببریم که آیا در جامعه کردستان، پذیرش یک اندیشه و یا نگرش فلسفی تا چه حد با اراده فردی و انتخاب منطقی افراد در ارتباط است و تا چه حد انتخابهای احساسی و توده ای و بدور از منطق در آن تاثیرگذار می باشند؟
البته طرح این مسئله از سوی من در حال حاضر تنها در حد یک پرسش و تحقیق است و سعی میکنم در سری مقالاتی که راجع به این مسئله خواهم نوشت نگرش خود و نتایج تحقیقات خود را با شما در میان بگذارم و این بحث را نیز برای این مطرح می کنم که با امید به همگانی کردن آن بتوان هر چه آنرا بشکلی علمی تر مطرح کرد و نتایج را به حقیقت نزدیک تر نمود؟
سعی خواهم نمود که در آینده دیدگاههای فلسفی و ایدئولوژیکی را که ممکن است از سوی هر یک از افراد جامعه کردستان انتخاب شوند بشکلی ویژه مورد بررسی قرار دهم اما در حال حاضرهدف من تنها بررسی این مسئله است که انتخابهای ما تا چه حد علمی است و یک فرد چه معیارهایی برای انتخاب یک نگرش فلسفی دارد و زیر بنای این معیارها چه میتواند باشد؟
پرسش این است که آیا این معیارها کاملاً متکی به نیروی تفکر هستند و یا اینکه فاکتور محیطی تا چه حد در انتخاب نگرش فکری ما موثر است؟جهت جوابگویی به این مسائل در آغاز من به بررسی رابطه احساسات و گرایشهای فکری و فلسفی موجود در جامعه کردستان می پردازم.
طی تجارب وگفتگوهای خود با پیروان دیدگاههای فکری متناسب در کردستان به این نتیجه رسیده ام که عامل احساس، اساسی ترین عاملی است که در انتخاب یک نگرش فکری از سوی جوانان کرد موثر است. مخصو صا اگر این دیدگاه فکری، نگرشی غیر متعارف،مخالف(چه از لحاظ مخالفت اجتماعی و چه از لحاظ مخالفت سیاسی) و مخصوصاً ضد دولتی را دارا باشد، احتمال انتخاب آن بیشتر می شود. یعنی با در اولویت قرار گرفتن جنبه مخالفتی آن، بیشتر به انتخاب احساسی به عنوان یک معیار اساسی پی می بریم.

ادامه دارد …

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.