یادداشت روز

تحمیل اوجالان؛ اعتراف به بی‌پایگاهی پژاک!

انجمن بی‌‌تاوان: در سالروز تولد قاتل کودکان عبدالله اوجالان و همزمان با سالگرد تأسیس گروهک پژاک ، دوباره همان سناریوی تکراری به جریان افتاده است؛ تلاش برای تحمیل یک چهره و یک ایدئولوژی به مردمی که نه با آن زیسته‌اند و نه آن را از خود می‌دانند.

واقعیت این است که فاصله میان تصویر تبلیغاتی از اوجالان و ذهنیت بخش قابل‌توجهی از کردهای ایران، فاصله‌ای عمیق و انکارناشدنی است. این فاصله را نمی‌توان با موج رسانه‌ای، شعارهای پرطمطراق یا بازتولید روایت‌های قدیمی پُر کرد. مردمی که سال‌ها هزینه ناامنی، درگیری و بازی‌های مسلحانه را دیده‌اند، به‌سادگی زیر بار اسطوره‌سازی‌های بیرونی نمی‌روند.

پژاک در این میان، بیش از آنکه نماینده خواست مردم باشد، در نقش یک بازوی تبلیغاتی ظاهر شده است؛ بازویی که می‌کوشد با برجسته‌سازی یک چهره خاص، برای خود مشروعیت دست‌وپا کند. اما این تلاش، بیش از هر چیز نشانه بحران هویت و کمبود پایگاه اجتماعی است. گروهی که از درون جامعه برنخاسته، ناچار است از بیرون برای خود «نماد» وارد کند.

نکته مهم‌تر اینجاست: تحمیل چهره‌هایی مانند اوجالان به جامعه کردهای ایران، نه‌تنها همگرایی ایجاد نمی‌کند، بلکه شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌سازد. مردمی که هویت، تاریخ و تجربه زیسته خاص خود را دارند، نیازی به قهرمان‌سازی‌های وارداتی ندارند—آن هم از سوی جریانی که کارنامه‌اش محل پرسش‌های جدی است.

در نهایت، این موج‌های تبلیغاتی شاید در کوتاه‌مدت صدا ایجاد کنند، اما در بلندمدت، واقعیت اجتماعی مسیر خود را می‌رود: مشروعیت را نه می‌شود تحمیل کرد و نه می‌شود با تکرار ساخت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا