۶ آذر ۱۴۰۱

اوجالان و ضمانت تمامیت ارضی ترکیه

  • ۲۷ دی ۱۳۹۱
  • ۲۱۹ بازدید
  • ۰

هیچ تمایلی بر تأسیس دولت کُردی نداشته و هرکس و یا گروهی هم که تمامیت ارضی ترکیه را تهدید کند؛‌ شدیداً با آنها برخورد خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد کشور ترکیه تجزیه شود.
به گزارش انجمن بی تاوان آذربایجان غربی ، عبدالله اوجالان سرکرده گروهک تروریستی پ.ک.ک و پژاک با طرح شعارهای چون دولت مستقل کرُدی و کردستان بزرگ دهها هزار تن از نوجوانان و جوانان کُرد و سربازان و کادران ارتش ترکیه و حتی شمار زیادی از غیرنظامیان این کشور را قربانی کرد؛ به نحوی که تاکنون این آمار از ۴۵۰۰۰ تن هم فراتر رفته و بالغ بر ۴۰۰۰ روستا هم خالی از سکنه شده‌اند و به منطقه‌ی نظامی و ممنوعه بدل شده‌اند.
این سرکرده تروریستی اکنون با این همه جنایت و خونریزی در اخرین ملاقات با برادرش محمد اوجالان اذعان داشت : ما هیچ تمایلی بر تاسیس دولت کُردی نداشته و هرکس و یا گروهی هم که تمامیت ارضی ترکیه را تهدید کند؛‌ شدیداً با آنها برخورد خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد کشور ترکیه تجزیه شود. به راحتی این تغییر موضع اوجالان را می توان خیانت نامید، چرا که بیان این نکته غیر قابل انکار می باشد که افراد تبهکار و جانی در انتهای راه به همدستان خود خیانت کرده تا خود را نجات دهند و این رفتار اوجالان هم می توان نوعی خیانت به فرقه خواند.
اظهارات اخیر عبدالله اوجالان بر تزلزل و بی ثباتی فرقه افزوده به طوری که سران خشونت طلب پژاک و پ‌ک‌ک چندی بیش روند مذاکرات دولت ترکیه با اوجالان را در راستای منافع خود نمی‌دیدند و درصدد منحرف کردن این جریان آشتی در ترکیه بودند. اکنون که اوجالان این سخنان را به زبان آورده یقیناً حق دارند از وی پیروی نکنند و دیگر نقاب مریدیشان را به کنار بیندازند، کجای جهان همچنین نمونه‌یی وجود داشته که یکی خود را ناجی، حامی و رهبر ملتی بخواند و شعار تشکیل کشور و دولت مستقل سردهد؛ اما تحمل چند روز ماندن در بازداشتگاه را نداشته باشد و به این سادگی تسلیم شود. . حال سئوال اینجاست که آیا این اشخاص اشتباه کردند و قربانی خواسته‌های شخصی اوجالان شدند و یا اینکه اوجالان از زندان ترسید و بلافاصله کنار کشید؟ اگر اینچنین باشد، سئوال دیگری پیش می‌آید که آیا همچنین انسان ترسو و بی جنبه‌یی، چطور می‌تواند امر خطیر رهبری یک ملت را عهده دار شود؟ از همه مهمتر اینکه اوجالان و چند تن از دوستانش وی را رهبر می‌خوانند وگرنه در میان ملت کرد، احزاب و گرههای سیاسی، هیچ جایگاه و شخصیتی از این نوع ندارد.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.