یادداشت روز

استفاده آمریکا و رژیم صهیونی از گروهک‌های تروریستی کردی به عنوان نیروی پیاده‌نظام

به گزارش انجمن بی تاوان، محمدمهدی ملکی در یادداشتی می نویسد: اندیشکده‌های غربی و صهیونیستی، سال‌هاست که بر نقشه‌های تجزیه‌طلبانه تمرکز کرده‌اند و معتقدند که تشدید تنش‌های قومی می‌تواند به فروپاشی داخلی منجر شود. با این حال، تاریخ نشان داده که ملت ایران در برابر چنین توطئه‌هایی، با حفظ انسجام خود، ایستادگی کرده و این تلاش‌ها را ناکام گذاشته است.

در پنجمین روز از تجاوز گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران که از آن به عنوان سومین جنگ تحمیلی بر ملت ایران یاد می‌شود، ابعاد راهبردی این تهاجم بیش از پیش آشکار شده است. این عملیات نظامی که با مشارکت نزدیک واشنگتن و تل‌آویو همراه است، فراتر از یک درگیری متعارف، بخشی از یک برنامه بلندمدت برای تضعیف امنیت ملی، انسجام اجتماعی و جایگاه راهبردی ایران در منطقه و جهان به شمار می‌رود.

تحلیل‌های راهبردی نشان می‌دهد که هدف نهایی این تجاوز، نه صرفاً ضربه‌زدن به توان نظامی یا هسته‌ای، بلکه تجزیه ایران و فروپاشی ساختار یکپارچه آن است. این هدف از طریق ترکیبی از اقدامات نظامی، روانی و بهره‌برداری از عوامل داخلی و خارجی پیگیری می‌شود. یکی از محورهای اصلی راهبرد آمریکا و اسرائیل، دامن زدن به اختلافات قومی و اجتماعی در داخل ایران است.

دشمنان با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، تلاش می‌کنند تا میان اقوام مختلف ایرانی، از جمله کُردها، عرب‌ها، بلوچ‌ها و ترک‌ها، شکاف ایجاد کنند. این رویکرد بخشی از راهبرد فرسایشی است که با هدف تضعیف وحدت ملی پیگیری می‌شود.

اندیشکده‌های غربی و صهیونیستی، سال‌هاست که بر نقشه‌های تجزیه‌طلبانه تمرکز کرده‌اند و معتقدند که تشدید تنش‌های قومی می‌تواند به فروپاشی داخلی منجر شود.

با این حال، تاریخ نشان داده که ملت ایران در برابر چنین توطئه‌هایی، با حفظ انسجام خود، ایستادگی کرده و این تلاش‌ها را ناکام گذاشته است.

عملیات روانی، یکی از ارکان اصلی این تجاوز است. آمریکا و اسرائیل با استفاده از رسانه‌های وابسته و شبکه‌های اجتماعی، در ایجاد بی‌اعتمادی میان مردم و حاکمیت سعی دارند. این عملیات شامل انتشار اطلاعات غلط، بزرگ‌نمایی مشکلات اقتصادی و اجتماعی و ترویج ناامیدی است. هدف، تضعیف روحیه ملی و ایجاد فاصله میان لایه‌های مختلف جامعه با نظام است.

مقامات آمریکایی حتی اعتراف کرده‌اند که حفظ سایه جنگ و تهدیدهای مداوم، بخشی از جنگ روانی برای فرسایش تدریجی قدرت ایران است. اما تجربه‌های گذشته، مانند جنگ تحمیلی هشت‌ساله، ثابت کرده است که چنین تاکتیک‌هایی تنها به تقویت همبستگی ملی منجر می‌شود.

تجاوزگران با تمرکز بر نابودی زیرساخت‌های کلیدی ایران، از جمله تأسیسات هسته‌ای، انرژی و حمل‌ونقل، به دنبال وارد کردن خسارات بلندمدت هستند.

حملات به سایت‌های هسته‌ای مانند نطنز، فردو و اصفهان، نه تنها برای ضربه به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای، بلکه برای تضعیف اقتصاد و توان بازسازی کشور طراحی شده است. این زیرساخت‌ها که با هزینه‌های هنگفت و تلاش متخصصان داخلی طی سال‌ها ساخته شده‌اند، نماد پیشرفت ایران هستند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که این حملات بخشی از راهبرد تجزیه است، زیرا تضعیف منابع اقتصادی می‌تواند به بی‌ثباتی داخلی دامن بزند. با این وجود، ظرفیت‌های فنی و انسانی ایران برای بازسازی سریع، این نقشه‌ها را خنثی خواهد کرد.

یکی از جنبه‌های پنهان این تجاوز، استفاده از گروه‌های مسلح کُردی مستقر در اقلیم کردستان عراق، مانند پژاک، کومله، خبات، حزب دموکرات کردستان ایران و حزب آزادی کردستان (پاک)، به عنوان پیاده‌نظام است. این گروه‌های شبه نظامی که سال‌ها در خاک عراق فعالیت می‌کنند، از حمایت مالی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل برخوردارند و به عنوان ابزاری برای ایجاد بی‌ثباتی در مرزهای غربی ایران به کار گرفته می‌شوند. رژیم صهیونیستی و ایالات متحده با تأمین تجهیزات و آموزش، در فعال کردن این گروه‌ها برای عملیات داخلی سعی دارند.

با این حال، کُردهای منطقه باید آگاه باشند که آمریکا متحد قابل اعتمادی نیست؛ همان‌طور که کُردهای سوریه را در برابر دولت مرکزی دمشق رها کرد و آن‌ها را به عنوان کارت بازی موقتی استفاده کرد. بارها ثابت شده که کُردها تنها ابزار و کارت بازی تاریخ‌مصرف‌داری برای اهداف آمریکا و اسرائیل هستند و پس از تحقق منافع، رها می‌شوند. اگر کُردهای مسلح مستقر در اقلیم کردستان دچار تحلیل اشتباه شوند و تصور کنند می‌توانند از این بحران برای کسب منفعت بهره ببرند، سخت در اشتباهند. چرا که اولاً، مردم ایران، با وحدت مثال‌زدنی خود، اجازه چنین سوءاستفاده‌ای را نخواهند داد و ثانیاً، نیروهای مسلح ایران در همین روزهای ابتدایی جنگ، مقرهای این گروهک‌ها در اقلیم کردستان را با موشک‌های نقطه‌زن هدف قرار داده و ضربه‌های سنگینی وارد کرده‌اند.

ترامپ، همان‌طور که با پهلوی بازی کرد و او را در محاسباتش نادیده گرفت، با کُردها نیز چنین رفتاری خواهد داشت. تاریخ به خوبی گواه این مطلب است که اصولاً هر کس به بیگانگان دل ببندد و بر آن‌ها تکیه کند، نتیجه‌ای جز شکست و البته چشیدن طعم تلخ وطن‌فروشی و خیانت به مردم را نخواهد دید. این تجاوز، بخشی از راهبرد بلندمدت آمریکا و اسرائیل برای تجزیه ایران است، اما تاریخ گواه است که ملت ایران در برابر چنین تهدیدهایی، با حفظ وحدت و ایستادگی، پیروز میدان بوده است.

اکنون زمان آن است که همه اقوام و اقشار، فارغ از تفاوت‌ها، در کنار یکدیگر برای دفاع از میهن بایستند. تکیه بر توان داخلی، تقویت روحیه مقاومت و آگاهی از توطئه‌های دشمن، مسیر پیروزی را هموار خواهد کرد. ایران، با سابقه تمدنی هزاران ساله، این بار نیز از این آزمون سربلند بیرون خواهد آمد و تجاوزگران را پشیمان خواهد کرد.
محمدمهدی ملکی؛ دیپلماسی ایرانی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا