قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی
شما اینجا هستید
اخبار ویژه » برادر عضوء معدومی پژاک: در دفاع از خون برادرم علیه پژاک به جوامع بین الملی شکایت می کنیم

اسکندر وجهت برادر سجاد وجهت از کادرهای کشته پژاک از جمهوری اسلامی ایران و نهادهای حقوق بشری درخواست نمود ،شرایطی را محیا سازند که خانواده اش در دفاع از خون برادر بی گناهش علیه پژاک در جوامع بین الملی شکایت نمایند.

 

به گزارش انجمن بی تاوان : اسکندر وجهت برادر سجاد وجهت از اعضای کشته شده پژاک طی گفتگو با انجمن بی تاوان از جنایت های پژاک و پ ک ک در منطقه کردنشین پرده برداشت.

سجاد وجهت از عناصر پژاک  در سن ۱۲ سالگی  توسط کادرهای پژاک  ربوده شده و به مقرهای گروه در قندیل منتقل گردید. سجاد از اهالی شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی بود. این عضوء ربوده شده پژاک پس از ۹ سال زندگی با اکراه در گروه هفته گذشته در درگیری با ارتش ترکیه در منطقه شرناخ کشته شد.

اسکندر وجهت برادر این عضوء کشته شده پژاک میگوید:چندین بار برای بازگردان سجاد به مقرهای گروه مراجعه کردم ولی آنها پاسخی نمی دانند و مرا بشدت کتک کاری کرده اند و در آخرین بار تهدید کرده اند اگر بار دیگر به آنجا مراجعه کنم مرا خواهند کشت.

اسکندر وجهت با اشاره به جنایت های پ ک ک و پژاک علیه قوم کرد اظهار داشت:عناصر گروه از روستای ما ۴ کودک کمتر از ۱۳ سال را ربوده و به عضویت گروه در آورده اند ولی مردم از ترس آزار و اذیت آنها نمی توانند حرف بزنند و این جنایتی آشکار بر حق مردم مظلوم  کُرد است.وی همچنین از خانواده های آسیب دیده توسط پزاک خواست ترسی به دل راه ندهند و جنایت های پ ک ک و پزاک را بازگو نمایند.

اسکندر وجهت در پایان سخنان خود از دولت جمهوری اسلامی ایران و نهاده های حقوق بشری درخواست نمود تا شرایطی را محیا سازند که خانواده اش بتواند در دفاع از خون برادر  بی گناهش اش علیه پژاک در جوامع بین الملی شکایت نمایند.

بنا به آمار موجود پزاک کادرهای ایرانی را بمنظور متواری نشدن از گروه به عمق خاک ترکیه و یا سوریه اعزام می کند و هم اکنون بیشتر نیروهای ایرانی پزاک در ترکیه و سوریه کشته میشوند.

مادر سجاد نیز با شنیدن خبر مرگ پسراش دچار حمله قلبی شده و هم اکنون در بیمارستان بستری می باشد. این مادر رنج کشیده با چشمانی گریان که توان حرف زدن را نداشت گفت :پسرم خیلی کوچک بود و شب ها از ترس کنار من میخوابید ولی از خدا بی خبرها فرزندم را از من جدا کردند و اکنون حتی  از جنازه فرزندم  خبری ندارم .

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

انجمن بی تاوان آذربایجان غربی | بی تاوان